چه انتظار عجیبی! تو در میان منتظران هم، عزیز من چه غریبی؛ عجیبتر آنکه چه آسان نبودنت شده عادت؛ چه بی خیال نشستیم، نه کوششی نه وفایی؛ فقطه نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی...
شاید عینی شدن شعر بالا را این روزها در کوچهها و خیایانها دیده باشیم! و وقتی کمی دقیق میشوی و جستجو میکنی، میبینی و می فهمی آنچه را که ای کاش نه می دیدی و نه میفهمیدی!
یک سال فراموشش کردهایم و یکی دو روز مانده به میلادش، یادمان میآید که امام معصوم و حاضر و زندهای هم داریم که نامش مهدی است و کنیهاش ابوالقاسم!
خیابان و کوچه و پیاده رو را چراغانی میکنیم ومیزها و دیگها میچینیم وازعاشقان امام زمان(عج) میخواهیم که برای پختن آش شب نیمه شعبان دور هم جمع شوند! و رشته و روغن و سبزی و... نذر کنند ورهگذران را دعوت میکنیم برای خوردن آش شب نیمه شعبان، به نیت ظهور آقا امام زمان(عج)!! گرد هم آیند!!!
**************
وقتی نوشتم:
" به انتظار نباید نشست، به انتظار باید ایستاد "؛
( اما من گمان میکنم، برای رسیدن به حقیقت انتظار، حتی باید دوید!)